ما با شجاعت زاده نشده ایم ولی با ترس هم به این دنیا پا نگذاشته ایم. شاید بعضی از ترس هایی که اکنون در وجود ماست به دلیل تجارب ناموفق گذشته باشد و حتی تجاربی که مربوط به ما نبوده اند و آنها را خوانده ایم یا شنیده ایم باعث ایجاد ترس در ما می شوند. البته «ترسیدن» بعضی مواقع خوب است. مثلا منطقی است اگر از قدم زدن شبانه در محله هایی که خلافکاران پرسه می زنند بترسیم. اما لازم نیست تمام عمر خود را در ترس زندگی کنیم. «ترس» حتی آنهایی که برای ما مفید هستند، می توانند رویاهای ما راسرکوب کنند. «ترس» می تواند خوشبختی را ویران کند. «ترس» می تواند ارتباطات شما را مختل کند. و اگر کنترل نشود حتی می تواند زندگی ما را تخریب کند. «ترس» یکی از دشمنانی است که در درون ما به کمین نشسته است. اما علاوه بر « ترس » دشمن دیگر نیز در درون هر انسانی وجود دارد، که به قرار زیر هستند:

- اولین دشمنی که در درون شما وجود دارد و قبل از اینکه شما را از بین ببرد باید آن را از بین ببرید «بی تفاوتی» است، و چه بیماری غم انگیزی است. «بگذار هر اتفاقی می خواهد بیفتد من راه خودم را می روم»! اینجا یک مشکل وجود دارد شما می توانید راه خود را بروید ولی احتمال شکست تان بسیار زیاد است.

- دومین دشمن درون ما  «بی هدفی» است. بی هدفی دزد موقعیت ها و کارهای شگفت انگیزی است که می توانید انجام دهید. این دشمن شانس های شما را برای ساختن آینده ای بهتر می دزدد. روی این دزد نابکار شمشیر بکشید و هم اکنون برای خود یک هدف والا انتخاب کنید. آن وقت خواهید دید که چگونه تمام فعالیت های شما رنگ و لعاب دیگر خواهد گرفت و مشکلات در برابر هدف بزرگ شما چگونه کوچک خواهد شد.

- سومین دشمن درون شما  «شک و تردید» است. بله نمی توان به همه چیز اعتماد کرد، ولی نباید به دودلی اجازه دهید سکان زندگی شما را در دست بگیرد. افراد بسیاری نسبت به آینده و گذشته مشکوک هستند ، به اطرافیان خود مشکوک اند، به تمام دنیا شک دارند. به ممکن ها و موقعیت های موجود مشکوک اند و از همه بدتر به خود و توانایی های خود هم شک دارند. این شک و تردید سبب تعللی می شود که نتیجه آن از دست دادن موقعیت های بزرگ است.

شک و تردید سبب تعللی می شود که نتیجه آن از دست دادن موقعیت های بزرگ است.

- چهارمین دشمن درون نگران است. همه ما گاهی مواقع دچار نگرانی می شویم. فقط به آن اجازه ندهید بر شما مسلط شود. در عوض اجازه دهید به شما اخطار دهد. نگرانی هم می تواند مفید باشد مثلا اگر در حال عبور از عرض خیابانی باشید که اتومبیل ها با سرعت زیاد در حال حرکت هستند. نگرانی از برخورد یا تصادف با آنها طبیعی است. ولی نمی توانید اجازه بدهید که نگرانی بر شما غلبه کند، تا تعادل خود را از دست بدهید و اتومبیل ها شما را به گوشه ای پرت کنند. می توانید نگرانی را به گوشه کوچکی از درون خود برانید آنگاه فضای زیادی از درون شما آماده عمل است. در این حالت می توانید هر چیزی را که به شما فشار می آورد به گوشه ای برانید. حال فراقی پیدا می کنید که با اطمینان به سمت هدف پیش می روید. یکی از بهترین راه های کم کردن نگرانی عمل کردن  با کار و تلاش زیاد است.

- پنجمین دشمن درون  «محافظه کاری و احتیاط بیش از حد» است. این روش ترسناکی برای زندگی است. ترسو بودن یک صفت نیست بلکه یک مریضی است. و اگر به آن اچازه پیش روی بدهید شما را تسخیر می کند. افراد ترسو پیشرفت نمی کنند. و همیشه در حسرت موقعیت هایی که از دست داده اند زندگی می کنند. اینگونه افراد در بازار رشد نمی کنند و قدرتمند نمی شوند. پس سعی کنید از محافظه کاری بیش از حد بپرهیزید. 

نکته: با دشمن درون خود بجنگید. با ترس خود بجنگید و شجاعت را در درون خود پرورش دهید تا با هر چه شما را از زندگی عقب نگه داشته است غلبه کنید. حال این سوال پیش می آید که کجا ها باید شجاع بود. پاسخ ساده است در برابر هر چیزی که شما را از پیشرفت باز می دارد از خود شجاعت نشان دهید.

منبع : tebyan.net