نگرانی های خود را واگذار کنیم نه مسئولیت های خود را
 
یکی از مشکلات عصر ما حمل کوله بار افسردگی ناشی از نگرانی های دیروز و آینده تاریک فرداست که باعث گردیده روابط بین زوجین، فرزندان، خانوادها، دوستان و همکاران بسیار طرد و شکننده شود. این موضوع برانگیزاننده این سئوال می باشد که براستی چرا اینهمه درد و رنج در جامعه ما وجود دارد.
آیا این در اثر ماشینی شدن بیش از حد دنیای ماست و یا بی تفاوت شدن و نا امیدی انسان نسبت به وضع خود می باشد؟ آیا فشار های عصبی و کشمکش های روحی و روانی ناشی از محیط اطراف ماست و یا مستقیما نتیجه باور ها و طرز نگرش ما نسبت به دنیای اطراف ما می باشد؟ هر چه که باشد یک چیز وقعیت دارد و آن این است که سهم ما در بازسازی و یا تخریب زندگی خود نقشی کاملا اساسی دارد.
این مهم است که بدانیم چگونه می توان نگرانی ها و آنچه که ما را در خود نگه می دارد بدانیم. اما مهمتر از آن این است که نگرانی های خود را کنار بگذاریم و نه مسئولیت های خود را. این واقعیت تلخی است که بسیاری دانسته و یا نادانسته بدون توجه از کنار آن می گذرند. این عمل یعنی خود را در حاشیه زندگی قرار دادند بگونه ای که روزی به جایی می رسیم که دیگر زندگی برای ما مفهومی ندارد و حضور خود را نا خواسته و بی مصرف می دانیم...

●رویایی با مشکلات
تجربیات تلخ گذشته، عدم اعتماد به خود و خدا و ترس از شکستی دیگر مردم را سوق می دهد تا بجای ترک مشکل و روبرو شدن با آن منفعل باشند و منتظر مانند تا دنیای اطراف تغییر کند. اگر شما در دوران جوانی خود مورد سو استفاده قرار گرفته اید و آن خاطره تلخ و تجربه دردناک زندگی را برای شما جهنم کرده است. چگونه به آن پاسخ می دهید؟ اگر در خانه بخاطر پدر و یا برادر بزرگتر خود که دائم با خشونت و رفتاری توام با تحقیر روبرو شده اید و مورد شتم و ضرب قرار گرفته اید. برای رهایی و تبدیل موقعیت خود چه می کنید؟ آیا برای رهایی از این احساس آماده هستید تا خود را ببخشید و فصل جدید از زندگی را شروع کنید. یا به خود می گویید دیگر برای من امیدی نیست.
اگر شما پیرو گروه دوم هستید که با دست روی دست گذاشتن منتظر هستید تا دنیا تغییر کند باید خدمت شما بگویم متاسفانه در اشتباه بزرگی هستید و برای شما امیدی نیست. زیرا زندگی شما را تنها خود شما می تواند تغییر دهد و بس. اما اگر پیرو گروه اول هستید که مایلید با شجاعت تمام با وجود مشکلات و تجربیات تلخ در گذشته بسوی آینده دیگر حرکت کنید باید بگویم با یقین خاطر بدانید که شما برنده این بازی هستید.
عیسی مسیح در پاسخ به اطرافیان او که از او پرسیدند چه کار کنیم که خدا از ما خشنود باشد. پاسخ داد به من ایمان بیاورید. اشاره به انجیل یوحنا فصل ۶ آیات ۲۸ و ۲۹ . نکته قابل توجه در اینجا باور تعالیم مذهبی و یا پذیرش ذهنی صرف نمی باشد بلکه باور قلبی او و آنچه او وعده داده است. کلام خدا در کتاب مقدس در رساله اول پطرس فصل ۵ آیه ۷ اینگونه می گوید: بگذارید خداوند بار تمام عصه ها و نگرانی های شما را به دوش گیرد، زیرا او در تمام اوقات به فکر شما می باشد. اگر چه این موضوع حقیقت دارد اما در زندگی بسیاری دیده نمی شود. دلیل ان این است که این افراد دائم تحت تهاجم عادت ها و طرز فکر گذشته خود می باشند و از نظر احساسی نمی توانند آنرا بپذیرند اگر چه حتی در ظاهر به آن پاسخ مثبت دهند. جان مکس ول نویسنده و رهبر بزرگ مسیحی می گوید: نگرش، واقعیت درونی هر کس را بر ملا می کند و تظاهر آن، کارها و حرکات اوست.
●نگرش جدید
بسیاری از مشکلات و نگرانی ها در زندگی می تواند ریشه ژنتیکی داشته باشد. بدین معنی که عادتی تبدیل به باور شده و باور تبدبل به منش و منش جزیی از شخصیت فرد گردیده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد. اما باز هم باید خاطر نشان کرد نگاه ما به زندگی و کردار ما، تعیین کننده حوادثی است که بر ما می گذرد. زیرا نگرش ها همچون بیماری واگیر داری هستند که بسرعت پخش می گردند و تاثیر می گذارند.
موضوع دیگر اینکه باید پذیرفت که ما انسان هستیم و قدرت کنترل هر چیز در دستهای ما نیست. دانش، تجربیات، ثروت، مقام اجتماعی و حتی مذهب نمی تواند وضعیت ما را تغییر دهد. اما خدایی که خود را بعنوان شخصیت پدر در عیسی مسیح به انسان معرفی می کند قادر است تا غیر ممکن ها را ممکن کند. زیرا قلب پدرانه او برای ما می تپد ولی ما می بایست به او اجازه دهیم تا وارد زندگی ما گردد و آن را تبدیل کند. همانطور که در کلام خود در کتاب مثدس، رساله دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۱۷ عنوان می کند: کسی که از آن مسیح می گردد، تبدیل به شخص جدیدی می شود. او دیگر آن انسان قبلی نیست بلکه زندگی کاملا تازه ای را شروع کرده است.
 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران