وقتى بدن ما اهمیت موضوعى را احساس کند، تابعى مطلق از روان مى‏شود .بدن تربیت‏پذیر است و حتى در زمان ناهوشیارى نیز در خدمت روان قرار مى‏گیرد; از جمله موارد عجایب جسم  که در هماهنگى با روان ، خود را مطیع مى‏نمایاند ؛ ساعت‏بیولوژیک است .

نمونه‏اى که براى خیلى از افراد اتفاق افتاده و به سادگى از کنار آن گذشته‏اند، ساعات بیدارى است . وقتى قرار است‏به علت ضرورت و پیش آمدن امرى مهم مثلا ساعت 5 صبح بیدار شویم و جالب این‏که ساعت را هم تنظیم مى‏کنیم، درست اندکى پیش از صداى زنگ ساعت‏بیدار مى‏شویم . گویا کسى یا عاملى ما را بانگ مى‏زند . این همان ساعت‏بیولوژیک است .

روان شناسان معتقدند، گاه این ساعت در مورد برنامه‏هاى دیگر نیز به کار مى‏افتد; براى مثال، اگر شما دانشجویید و قرار است فردا استاد از مطالب هفته گذشته بپرسد و عادت دارید همیشه 2 ساعت از وقتتان را با آرامش و سکوت به مطالعه اختصاص دهید; وقتى ناگزیر فرصت مطالعه به دست نمى‏آورید و با خانواده در میهمانى به سر مى‏برید، تا هنگامى که دو ساعت‏به زمان استراحت و خواب باقى است، چندان اضطراب ندارید; ولى کافى است که زمان بگذرد، میهمانى طولانى شود، کم کم تاخیر نمودار گردد و جبران آن غیر محتمل به نظر رسد .

امروزه این حالت را ترس، شرم یا اضطراب مى‏خوانند; ولى ممکن است همکلاسى دیگرتان این حالت را تجربه نکند . چرا براى شما این اتفاق مى‏افتد؟ جواب ساده است; بدن و روان شما در تنظیم زمان لازم ، به یقین رسیده است. بدین سبب، احساس ترس و واهمه به شما دست مى‏دهد; حتى در ارتباط با دیگران تمرکز را از دست مى‏دهید و دوست دارید فورا مجلس پایان پذیرد .

براى مقابله با این حالت و اسارت در دام‏هاى متوالى مشکلات ، باید زود و قبل از آن‏که فشار روحى از دسترس خارج شود، به هشدارهاى بیولوژیک بدن توجه کرد .

 وقتى احساس مى‏کنید فکرتان خیلى با سرعت‏حرکت مى‏کند، وقت آن است که عقبگرد کنید و دوباره تحملتان را به دست آورید .

 وقتى برنامه زمانى از دسترس خارج مى‏گردد، نشانه آن است که باید کمى آهسته‏تر حرکت کنید; فهرست کارها را دیگر بار ارزیابى کنید; به آنچه واقعا مهم است، پردازید و نیروى خود را صرف تمام کردن فهرست نکنید . وقتى حس مى‏کنید آنچه باید انجام دهید، در حال حاضر از کنترل شما خارج شده و از انجام دادن همه آن‏ها دلسرد و نومیدید، به جاى آن‏که دست‏ها را بالا بزنید و «وارد عمل‏» شوید، بهتر است آرام باشید، چند نفس عمیق بکشید و به یک پیاده روى کوتاه بروید .

خواهید دید که ساعت‏بیولوژیک بدن به تامل نیاز دارد . وقتى فشار روحى خود را زود دریابید و مچ خود را همان ابتداى کار بگیرید - قبل از آن‏که از کنترل شما خارج شود - فشار روحى‏تان متوقف مى‏شود .

فشار روانى چون گلوله‏اى برفى است که از دامنه یک کوه بلند به پایین مى‏لغزد . هنگامى که گلوله کوچک است، به راحتى مى‏توان آن را مهار کرد; اما پس از آن‏که نیرویى فزاینده مى‏یابد، متوقف کردن آن - اگر ناممکن نباشد - بسیار دشوار خواهد بود .

نیاز نیست درباره ی عدم توفیق در انجام دادن کلیه کارها نگران باشید . وقتى فکرتان پاک و آرام شود و میزان فشار در شما کاهش یابد، کاراتر مى‏شوید و لذت بیش‏ترى خواهید برد . وقتى میزان تحمل خود را در مقابل فشار روحى پایین بیاورید، خواهید دید که با فشار کم‏ترى روبه‏رو مى‏شوید و براى از بین بردن فشار باقى مانده، ایده‏هاى نو و خلاق در خود خواهید یافت .

همت، تلاش، پشتکار و شناخت هر چه بیش‏تر ما از خود و ساختار وجودى جهان پیرامون‏مان ، ما را به بسیارى از شگفتى‏ها و حیرت‏ها رهنمون مى‏شود . بسیارى از ما سال‏ها عمر مى‏کنیم و این توان‏هاى بالقوه را دست نخورده و بکر با خویشتن به زیر خاک مى‏بریم . پس هیچ گاه نباید این سه اصل را در برنامه ریزى‏ها فراموش کنیم:

1 . اعتنا نکردن به افکار منفى

2 . شناخت‏بیش‏تر خود و تفکر در آنچه داریم نه آنچه مى‏خواهیم .

3 . تغییر رابطه خود با مشکلات

موانع و مشکلات بخشى از زندگى‏اند شادى واقعى زمانى است که از دست آن‏ها خلاص شویم که معمولا پیش نمى‏آید یا کم‏تر حاصل مى‏شود . پس باید رابطه خود را با مشکلات تغییر دهیم . و نوعى هماهنگى برنامه ریزى شده بین توان بیولوژیک بدن و امور برقرار سازیم .

منبع : tebyan.net